هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
333
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
من با اين حال بيم آن دارم كه در بخشى از حقوق بندگانش ، قصور و كوتاهى ورزيده باشم و هر كس كه حق و عدل بر وى گران آمده و از ما دورى جسته ، خدا مىداند كه او بر اثر ستمى يا پناه جستنى ، از ما فاصله نگرفته چرا كه از عدل ما گريزان شده و جز دنياى رفتنى و فانى ، نطلبيده و ناگزير در روز قيامت از وى سؤال مىكنند كه چهكار كرده است . و در مورد حيف و ميل كردن اموال و خريد مردان با آن ، من آن كس نيستم كه از غنايم ، به كسى بيش از حق او دهم حال آنكه خداوند سبحان مىفرمايد : « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » و خداوند محمد را در آغاز تنها فرستاد و گروهش را پس از اندك بودن ، بسيار كرد و پس از خوارى ، عزت بخشيد « 1 » . روزى كه خلافت به او رسيد ، امير المؤمنين ( ع ) اين گونه و بدين شيوه ، بر مردم حكومت كرد و زير بار نرفت كه با كسى به حساب دين خود ، سازش كند و پيروزى را با ستمپيشگى ، بدست آورد و با اموال مسلمانان ، وجدانهايى را بخرد و يارانى براى خود دست و پا كند . و نزديك بود كه دست دخترش ام كلثوم را قطع كند چون در يكى از اعياد ، گردنبندى را از بيت المال به عاريت گرفته بود تا پس از چند ساعت آن را بازگرداند و او پس از تهديد نمايندهاش در بيت المال به مجازات قاطعانه در صورت تكرار چنين كارى يا اجازه دادن به كسى در تصرف حتى يك درهم ، گردنبند را بازپس گرفت و به دخترش فرمود : خويشتن را از حق دور مساز مگر همهء زنان مهاجر و انصار در چنين عيدى ، با چنين گردنبندى خود را مىآرايند ؟ ابو اسحاق الهمدانى روايت مىكند كه دو زن به حضور حضرت على ( ع ) رسيدند يكى از آنها عرب و ديگرى بيگانه بود آنها از وى كمك ( مادى ) خواستند و او به يكسان به آنها پول و غذا داد يكى از آنها گفت كه من زنى عرب هستم و اين يك عجم ( بيگانه ) است حضرت فرمود : به خدا سوگند كه من در اين غنايم بدست آمده براى خاندان اسماعيل بر خاندان اسحاق ، برترى و تفاوتى نمىبينم . پس از آنكه طمعكاران و فرصت طلبان اين برخوردها را از وى ديدند و شنيدند كه مىگفت : به خدا كه اگر اموال متعلق به خودم بود به طور مساوى تقسيم مىكردم چه رسد به اينكه متعلق به مسلمانان است و از وى شنيده بودند كه مىگفت : من نمىدانم كه شما به چه سازش مىكنيد ولى مسلما به قيمت فساد دين خود با شما سازش نخواهم
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، صفحه 180 .